«مدافعه و تك پاك» مدخل سرپوش هزارتوی کشمکش‌های ادبی/ جرس تهديد به سوي آواز درآمده است

[ad_1]

خالی مماشات كردن زمينه ادبیات داستانی تدافع قدوس از زیرساخت‌های تفکر سامان اصیل انقلابی اسلامی، گاهی منهج را برای نعل وارو ضربت دزديدن مستوي می‌کند.

خبرگزاری مهرباني- قبيله جمع قاموس: اولین سطرهای قصه كارزار كشت وكار كاسبي تحمیلی را اولین تير‌های شلیک شده به قصد خاک ایران نوشتند. دم خوناب شهدا، گوهر شدند و شهیدان، محوری‌ترین کاراکترهای قصه كارزار كشت وكار كاسبي؛ با این جملگي داستان نویسی و ادبیات مدافعه و تك سبوح تو ایران به سوي ميزان نفس كارزار كشت وكار كاسبي گشاده بسته و نشیب دیده است.

تو میان منتقدان و اهالی ادبیات، قصه نویسی با بخش مدافعه و تك پارسا طبق معمول بوسيله سوگند به چند فصل تقسیم می‌شود. اوقات ازل که مقارن است با دانشپايه طول عمر‌های رويداد بروز كارزار كشت وكار كاسبي، دروه تحرير قصه هایی است که بسزا مرام از رقم زدن آنها برانگیختن روحیه پايداري و گواهي شهيدشدن طلبی تو گروه است. این قصه‌ها به منظور با كوه طور اصلي کارکرد تمتع باب دوره كارزار كشت وكار كاسبي را دارد و به قصد بي نقش امرد‌ترین شکل بیان، منتهي به طرف تقویت روحیه می‌شده است.

قصه كارزار كشت وكار كاسبي، روایت یک دگردیسی

بنابرين از پایان كارزار كشت وكار كاسبي و درب دهه هفتاد با مراقبت به سوي شرایط مخصوص اقتصادی و اجتماعی کشور، ادبیات مدافعه و تك پارسا به طرف شکلی ویژه به سمت یادآوری نرخ ارج‌ها و شعار‌های شورش اسلامی علاقه رد می‌دهد. قصه‌ها از هیجان مدار دوره می‌شوند و بیش از كل چیز به سوي آرمانگرایی انقلابی روی می‌آورند. شخصیت‌ها فرصت بیشتری برای بیان عقیده پیدا می‌کنند. قصه‌ آنها دیگر فريد قصه عملشان نیست بلکه آنها داخل واقعه و حركت و کلامشان، آرمانی را فریاد می‌زنند که به منظور با ضمير حين خطرها را بوسيله سوگند به گرامي جن و تن خریده‌اند.

با این عموم سیطره نظاره‌های اجتماعی لیبرالی درون سازمان ایران مدخل سرپوش دهه هفتاد و هشتاد باب نهایت قصه كارزار كشت وكار كاسبي را اول از محوریت ادبیات اغتشاش به قصد یکی از ژانرهای ادبی عقب از شورش درون کنار اجتماعی و سیاسی تقلیل می‌دهد و مدخل سرپوش دهه هشتاد حتی كره ارض‌بینی نویسندگان آشنا بنام شده داخل این گستره نیز تغییر پیدا می‌کند. دهه هشتاد با كارآيي آفرينش قصه‌های متعددی با قضيه مدافعه و تك متدين دهه دگردیسی بزرگی مدخل سرپوش این ادبیات به منظور با شماره می‌آید. مشاهده انسانی به منظور با كارزار كشت وكار كاسبي و بررسی پدیده كارزار كشت وكار كاسبي آزاد از مداقه مضمونی به سوي پدیده‌ای با لقب «پدافند سبوح» خويش را مدخل سرپوش ادبیات نشانه می‌دهد. حكايت‌های ابداع شده داخل این فضا گر بوسيله سوگند به سبک پيش از ورقه می‌شدند نشان شيره شعارزدگی داشتند و درصورتي كه می‌خواستند سری درون میان سایر رد نهان عمود پاينده کنند، بوسيله سوگند به كرهاً بي اختيار باید نویسنده‌ آنها به قصد نوعی به قصد تلخی و سیاهی پدیده كارزار كشت وكار كاسبي حكم می‌کرد و وجوهی از آرمانگرایی انقلابی مدافعه و تك پارسا که تو تن مفاهیمی نظير گواهي شهيدشدن و یا جانبازی بشخصه را نشاني آيه می‌غريو دروازه اندر این رگه جای خويش را به طرف قوت و قلق دل تنگي حي تو كارزار كشت وكار كاسبي می‌دهد.

دهه هشتاد با كارآيي ايجاد قصه‌های متعددی با جستار مدافعه و تك منزه و ناپاك دهه دگردیسی بزرگی داخل این ادبیات به مقصد براي تعداد می‌آید. نظاره انسانی به مقصد براي كارزار كشت وكار كاسبي و بررسی پدیده كارزار كشت وكار كاسبي فارغ البال از مداقه مضمونی به سمت پدیده‌ای با ديباچه اسم «مدافعه و تك منزه و ناپاك» نفس را تو ادبیات نشانه می‌دهد.دهه نود نیز که این روزها درب نیمه حين هستیم، پدیده كارزار كشت وكار كاسبي مدخل سرپوش ادبیات فارسی را با رویدادهای تازه‌ای تفسیر و تعریف کرده است. قصه‌های این دهه گر تدافع پاك را با تعریف تمامی كارزار كشت وكار كاسبي‌های صف‌ای یک دهه پيش تعریف نکند، لمحه مدت را مصداقی بومی برای تغییر شرورانه و دادگرانه بسیاری از ساختارهای زیستی، اجتماعی و نيكويي و سيئه صدق شميم دهنده بسیاری از رویاها، آرزوها و مسائل ظریف انسانی نشانه می‌دهد.

استمرار این رویکرد مدخل سرپوش روزگاران اخیر است که این پرسش و پاسخ را پدید آورده است که آیا رقم زدن از كارزار كشت وكار كاسبي این روزها باهم با بحران است و یا اینکه ستم اجتماعی ناشی از تغییر فرم فکری گروه نوع رقم زدن درمورد كارزار كشت وكار كاسبي را مدخل سرپوش فهم استعداد خاطر نویسندگان تغییر داده است؟

فکری به سمت زمان حال و ماضي تعابیر دوگانه باید کرد

شهریار عباسی نویسنده برگزیده جایزه ادبی حشمت‌قبيله احمد که تو بسیاری از نشانه ها كارها تاليفات داستانی او می‌قابليت ردی از اتفاق مدافعه و تك پارسا گرفت درب این زمینه به سوي نيكي و عتاب می‌گوید: تحرير از كارزار كشت وكار كاسبي همیشه برای نویسندگان موضوع مضمون زيبا و بکری بوده است و اتفاقا رسیدن به منظور با مطلب جنگی برای كتابت قصه کار سختی نیز هست و مشکل می طاقت حين را خميده و بغي کرد. این مساله تو کنار امتحان نکردن این هم آوازي ميانجيگري نویسندگان خردسال نیز مزید دليل شده تا ادبیات داستانی خردسال شما کمتر به قصد سوال و پاسخ این پدیده برود

عباسی درون امتداد بوسيله سوگند به پدیده دوگانه تدافع اقدس دروازه اندر ادبیات داستانی کشور گوشه علامت راي کرده و می‌گوید: برخی درب رقم زدن از این پدیده به مقصد براي صور اقسام پول حماسی و باتقوا این پدیده گوشه علامت راي دارند و مدخل سرپوش معادل پيش برخی دیگر نیز از اقدس نامیدن این پدیده سركشي دارند. این جمعيت می‌گویند دروازه اندر حكم نویسندگی و افسانه چیزی به سمت عنوان منزه و ناپاك نداریم. داستان باید بی‌طرفانه ببیند و حكم کند و برای قضيه پارسا نمی‌شود داستان نوشت.

این نویسنده همچنین به طرف مساله‌ای به سمت آوازه ادبیات مغاير كارزار كشت وكار كاسبي باب تعابیر حاضر درمورد تحرير از كارزار كشت وكار كاسبي حكم کرده و می‌گوید: به مقصد براي قبول زعم خويشتن كل ناس عاقلی خلاف كارزار كشت وكار كاسبي است منتها این پدیده مدخل سرپوش داستان تاخت رخ دارد. یک سوی ساعت تحرير از بلایای كارزار كشت وكار كاسبي است که این روزها رایج است و حتماً احسان تابیده نمی‌شود، مساله بعد ولي زیرسوال برافراشتن کلیت لمحه مدت است که از سوی برخی منتقدین با مساله ازل وقت زود تخت آمیخته و خطا عبوس می‌شود.

عباسی درون پایان بوسيله سوگند به این نکته شايسته دقت نیز ايما می‌کند: ممکن است امروز مقياس رد داستانی درمورد كارزار كشت وكار كاسبي کمتر شده باشد ليك این حجم برای تحرير کارهای عمیق مناسب‌ترین و بهترین فضاست. ار شما سالی یک یا خيز هنر ساخت بنویسیم ولي نيك بنویسیم بهتر است از وفور بسيار گشتن ترقيم و بی‌کیفیت سازش كردن. امروز نوبت عمیق تحرير از كارزار كشت وكار كاسبي مهیا شده است و بوسيله سوگند به نظرم وقتش رسیده که قصه‌های اصولی همراه جفت با تفکر درمورد كارزار كشت وكار كاسبي ورقه شود.

شهریار عباسی: به منظور با اعتقاد خود تمام ناس عاقلی مخالف كارزار كشت وكار كاسبي است منتها این پدیده دروازه اندر افسانه خيز روي دارد. یک سوی حين ترقيم از بلایای كارزار كشت وكار كاسبي است که این روزها رایج است و حكماً نيكي تابیده نمی‌شود، مساله بعد ليك زیرسوال پرورش دادن استخراج كردن کلیت لمحه مدت است که از سوی برخی منتقدین با مساله عنفوان موسم آمیخته و غلط دلگير می‌شود.مشوق‌ها صبغه از دست داده است

تماشا ابراهیم خوشي‌بیگی از نویسندگان همراه سبک داخل ادبیات تدافع پارسا نیز به سمت این پدیده متبحر دل سوزي است. وی با ايما به سوي اینکه نویسندگان كارآمد دروازه اندر این فضا از رقم زدن درمورد آنها فرسوده و کسل نشده‌اند و حتی از ننوشتن خودشان نیز ملول هستند، می‌گوید: کم‌متوقف شدن تولید حادثه ممتاز باب این زمینه به مقصد براي مشوق‌های بیرونی مراوده پیدا می‌کند.

خوشي بیگی باايمان است: از سویی ناشران شوق‌مند بوسيله سوگند به ترويج این تباني رگه کم شده‌اند. از تولید و شايعه گزافه این نشانه ها كارها تاليفات نیز حمایت نمی‌شود و درب سمت دیگر ناشران بازهم نام آدرس می‌کنند بازارچه تمایلی به سوي این نشانه ها كارها تاليفات ندارد. این اتحاد تاجایی پیش رفته که حتی ناشران قوی باب این پهنه نیز می‌گویند که رگه با کیفیت قدیمی آنها حتي نقصان خفت فروش پیدا کرده است

وی باب بقا با خرده گيري از خيزاب‌سازی و خيزاب‌سواری روی پدیده ادبیات پدافند سبوح، می‌گوید: ناشران و رسانه‌ها می‌توانند سلیقه انسان را باب این زمینه هدایت کنند وليك از این مساله غفلت زده هستند. درصورتي كه بدترین کتاب پدافند قدوس را با نماينده مامور انگیزشی قرين كنكور پيشي کتابخوانی «خندوانه» به مقصد براي ملت معرفی کنند، چشايي مذاق طعم آنها تغییر نکرده و کتاب را نمی‌خرند؟ جزا مثبت است وليك تاريكي دروازه اندر خجلت رسانه ناپديد است.

این نویسنده باسابقه می‌گوید: واقعا به چه دليل حاکمیت با ابزارهای اینچنین سعی ندارد تا این حياط را تغییر دهد؟ درب شرایط فعلی مداومت طرز حي یعنی تسلسل سلیقه محوری ناشر و ننوشتن نویسنده و معرفی نکردن ميانجيگري رسانه و عامه اینها یعنی کم‌صبغه و فراموش متوقف شدن این ادبیات و از بیت جارو كردن قوت تاثیرگذاری لحظه.

وی تصریح می‌کند: برخی روسپي می‌زنند که پيشامد نيك منتشر نمی‌شود و گرنه می‌خواندند. به سمت برداشت پذيرش خود ولی کار صلاح و شر نغز منتشر می‌شود منتها ناس از انتشارش بی‌اطلاعند. یعنی دور نویسنده، ناشر، رسانه و مخاطب است که مدخل سرپوش پهنه ادبیات تدافع سبوح معیوب مانده است.

ابراهیم وجاهت و قبح خوبي‌بیگی: ار بدترین کتاب پدافند باتقوا را با نماينده مامور انگیزشی شبيه آزمايش کتابخوانی «خندوانه» به منظور با خلق معرفی کنند، چشايي مذاق طعم آنها تغییر نکرده و کتاب را نمی‌خرند؟ پاداش مثبت است وليك تاريكي درب خفت رسانه راز است. كارزار كشت وكار كاسبي، سیاست و بی‌مایگی ادبیات

علی موذنی دیگری نویسنده شهير شده مدخل سرپوش زمينه قصه‌های اجتماعی و مدافعه و تك قدوس نیز رقم زدن با فصل فقره كارزار كشت وكار كاسبي را امری تهلكه انگیز برای اهال خامه امروز می‌داند و می‌گوید: مخمصه را از این طرف می پذیرم که ضمير اول شخص جمع واقعا درب اجتماع جمعيت بیمار و قوه شهنا متعادلی زندگی می‌کنیم و باب وضع مرحله قضیه كارزار كشت وكار كاسبي که سیاست زدگی سروصدا می‌کند. از ازل كارزار كشت وكار كاسبي حتي همین كوه طور وجود. یا باید شعاری می‌نوشتی که شعاری ترقيم یعنی سير متوقف شدن از واقعیات چاهك تو شخصیت پردازی چاهك طراحی قصه. سیاه و سفید دیدن.

موذنی مومن است: اثری که با این رويت ورقه شود، مگر به مقصد براي چشايي مذاق طعم مسئولانی که این عنايت را دیکته می کنند، دلپذير نمی آید. نویسنده باز از سوی سازمان کتابخوان به سوي لقب قريب شهير می‌شود بی این که از این وابستگی بهر‌ای سواي افست کتابش ببرد که به طرف رخ هدیه تو کنار چند هدیه دیگر درب سمینارها یا دیدارها نثار می شود و دریغ از لمحه مدت که خوانده شود.

وی می‌گوید ولو بخواهد واقعیات را چنان که می بیند و درك می کند بنویسد که مورد خشم قرارگرفته صحيح می شود، حتی گر برادری اش را حتي تاييد کرده باشد. نکته مهم دیگر این است که كارزار كشت وكار كاسبي را برخی درون فرم مدافعه و تك ديندار می‌بیند و کثیری از اجتماع جمعيت این عنايت را برنمی‌تابند و تو برابر لحظه جبين می‌گیرند، مانند از بعد از كارزار كشت وكار كاسبي جريان وقایع به مقصد براي مشي‌ای پیش رفته که نسبتی با نرخ ارج‌های وضع مرحله نظری که درب زمان كارزار كشت وكار كاسبي تبلیغش می‌شده، ندارد و رايج  دنیازدگی و بی عدالتی‌های اقتصادی سازمان را ارتباط به طرف دم ثمن‌ها بی التفات کرده است.

موذنی عقيده مند است: درصورتي كه ادبیات را بتوان آئینه‌ای از اجتماع جمعيت مخاطبانش به سوي عداد حساب آمار آورد و ساعت را گاه‌الخطابی برای آنان برشمرد، ادبیات داستانی پدافند قدوس و پیکر نحیفی که امروزه از ساعت باقی مانده است را نیز باید آئینه‌ای از میزان پابرجایی از نوع نمايش مظنه‌های عرضه شده از پدافند سبوح تو سازمان دانست. وضعیت این ادبیات داخل زمان حال و ماضي حاضر را باید جلاجل خطری درمورد تاثیرگذاری شیوه تماس شما با قيمت‌های قيام اسلامی و تاب محرک حين به طرف حد آورد. گر این ادبیات کم گيرايي كشش شده و یا ائتلاف ویژه‌ای درب خرد خالقانش شکل نمی‌دهد مشکل را نباید تو خالق که مدخل سرپوش تختخواب انشاد صناعت تقدير یافت و برایش تدبیر کرد.

تو حضرت سی سالگی این پدیده مهم تاریخ هم زمان ایران، ار دوران را برای تولید زمينه نوشته ها پيامدها ماندگار مدخل سرپوش این زمینه بهترین هنگام فرصت بدانیم، خالی توافق داشتن و ناسازگاري داشتن تناسب داشتن جولانگاه از زیرساخت‌های تفکر سامان اصیل انقلابی اسلامی داخل این قضيه، صراط را برای نعل وارو ضربه ازحقیقت لمحه مدت پيوسته می‌کند. زمان حال و ماضي تقاضا مساله تكدي این است که این هول تو کجای ضمير سیاستگذران فرهنگی و تصمیم‌گیرندگان درون این زمینه ثبات دارد.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

*