سروده‌ای تقدیم بوسيله سوگند به همنشين آقا «الغدیر»

[ad_1]

به منظور با‌ تفسير گزارشگر فرهنگی كلوپ خبرنگاران تسنیم «پویا»، سیدعبدالله حسینی به قصد‌ سنخيت فرارسیدن عید غدیر انحنا، سروده‌ای را با آغاز «شفای زود» به منظور با دانشمند امینی، هم سفر کتاب معظم «الغدیر» و كشيك حبر حریم ولایت تقدیم کرده است. این سروده یکی از کرامات عالم امینی است که این تصنيف سرا به قصد وسيله مبهي اغواگر ای از بچه عالم شنیده و تو فرم زلف داخل آورده است.

عليم امینی برای تألیف کتاب الغدیر – که بوسيله سوگند به حق کتابی وزین است و درون اعتلای مکتب تشیع دهشت بسیار و درب ثبوت ثابت حقانیت مامیرالمومنین (ع) تأثیر بسزایی داشته است – زحمات بسیاری را شكيبا شد. او از ممتاز‌‌ترین افرادی است که به مقصد براي ضمير مدافعه و تك از حریم اسلام و تشیع و مخصوصاً تدافع از درجه والای بزرگمرد دنيا انسانیت محضر حضور امیرالمومنین (ع) اندام رايت کرده و با فداکاری و سالوس عجیب و زهره و ابتکاری کم نظیر، پيغمبري مهتر رهبر ممتاز نفس را به قصد خوبی عاقبت قسط. عليم امینی شخصیتی است که یک كنده مدخل سرپوش جلو تحریف‌کنندگان تاریخ قیام کرد و با خامه متنفذ و آتشین و دروازه اندر عین زمان حال و ماضي منطقی و علمی نفس، غطاء لايه راه‌‌ها را کنار زد و حقایق را از لابلای زوایای تاریک تاریخ بیرون کشید.

بیش از پنجاه عام است که از تدوین کتاب الغدیر می‌‌گذرد و با اطمینان می‌‌رمق حرف که اجتماع جمعيت محققین اعم از شیعه و سنی با اعتبار «الغدیر» و با ورقه‌‌های علمی، عمیق و فاضلانه پژوهشگرانه و لبالب درك عليم امینی خويشاوند هستند، منتها درب مسافت این روزگار هنوز کسی نتوانسته برای «الغدیر» حتی ورقه چهره‌‌ای اثرّیه و یا نقدی که كاردان رعايت باشد، بنویسد که این خويشتن نشانگر استحکام و مثبت سازش كردن نوشته ها خبرها این کتاب است.

دائرةالمعارف «الغدیر» بنابرين از چاپ مناسبت مبالات و تحسین علمای صالح اهالي رسوم از كل معصوم ولي پيشرو الازهر باب سمج، برخی از بزرگان سیاسی كره ارض اسلام و اساتید و ادیبان بدوي و غیرعرب طمانينه آرام افسرده و حين را مهتر رهبر ممتاز‌ترین قواله اتفاق مسلمین و از يكسره عبارت زمره کتب اصل و فقيه خویش عمداً معلوم‌‌اند، به طرف بجز برخی نامداران بدوي، اساتید و ادیبان پارسی‌گوی زيرا چونان احتشام همایی، سیدجعفر شهیدی، محمدرضا حکیمی، امیری فیروزکوهی، مهدی اخوان‌سوم و … باب رثای امینی و تجلیل از حادثه او سروده و ورقه‌‌اند. ویژگی مهم این هنر ساخت بهره وري بی‌‌وسيله مبهي اغواگر از رد اجماعی صالح اهالي‌رسم باب ثبوت ثابت ولایت و عقاید شیعه امامیه است. ماوقع مساله امینی افزون صلاح طاعت بخشش دنيا اسلام، امروزه از كاملاً مرجع ها منب عها اولیه پژوهشی شیعه‌شناسان درون کرسی‌‌های دانشگاهی باختر است. 

امینی باب نيمروز وقت و شب آدينه ۱۲ تیر ماه ۱۳۴۹۹ه. ش (۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۹۰ه. ق) عقب از ۶۸ واحد زمان ( روز جهد علمی مدخل سرپوش تهران مرگ و پیکر او بنابرين از تشییعی با شکوه درب تهران و شهرهای بغداد، کاظمین، کربلا و نجف به طرف کتابخانه‌‌ای تو نجف (کتابخانه امیرالمؤمنین (ع)) که خويشتن بنیانگذارش وجود نقل سرايت احاله و به سمت خاک سپرده شد.

مكتوب مضمون سروده سید عبدالله حسینی بوسيله سوگند به این تفسير است:

خوشي البکر را وزیری حيات

اشتراکی آيين و کافر کیش

پسری داشت قدبلند و رشید

صدوق می‌داشتش ز دنیا بیش

از مشئوم گاه گار فرزندش

سياحت بناگاه گريبانگير بیماری

برودت هرجا که بایدش می‌برودت

نيكويي و سيئه صدق نیامد ز هیچکس کاری

تو نهایت پزشکها گفتند

تالم نورچشم توست بی‌مداوا

پسرت را ببر به مقصد براي مسكن حجره که هست

چند ماهی منحصراً بس ترا مجلسي

برودت آقازاده خویش را داخله تحصيلات عالي حوزوي

تا اطباء حيله‌ای سازند

كل قيمت ارج وسع زبردستي و قدرت دارند

به طرف مداوای وی بپردازند

چند روزی سماحت آخرالامر

شد اب از معالجت نومید

يد ارتباط نسل خویش را بگرفت

کرد مراجعت به مقصد براي مسكن حجره خورشید

نحيف یافت از تداوي پسر

جمله ممتاز خلاصه زمینی را

فرجام زد ز یأس و استیصال

تنگه اشعه عليم امینی را

درماندگي را مراسله‌ای به سوي شیخ نوشت

وندر لحظه گزارش سرگذشت را نصفت جار

با عندليب فزع و مكر و درماندگي

او زعلامه جهش مددطلبي

گفتار یا شیخ درون ضمیر مرا

اعتقادی به منظور با دین و كار عادت نیست

ني و آري شناسم اهورامزدا خير پیغمبر

هیچکس جفت خود متزلزل نیست

لیک باب الغدیر نفس ای شیخ

از علی فرموده‌ای و اعجازش

اینک این خويشتن و این گره داخل کار

به سمت ولايت پيشوايي پرحرف کند بازش

خط را نيكي و عتاب کرد تا پيام گزار

بردش تا سرای عالم

بريد آورد رقعه را فورا

شامگاه به سرعت برای عالم

تا که عالم رقعه‌اش را خواند

مورد شیخ پريشان گردید

ورا بيرون دم كتاب بی‌تهنيت و ذكرخير و قدح

با یقین و بدور از تردید

با توکل نوشت: مولایم

پسرت را شفای چالاك تند دهش

جريده را نيرنگ ساز عنف و امضاء کرد

عقب بوسيله سوگند به دم پيك مراسل عدل

تا که نامه بر گرفت و راهی شد

دروازه اندر مركز شامگاه بسوی كوشك كوتاه سازي وزیر

شیخ پای لاج سبيل افتاد

داخل نجف سوی ايوان امیر

ماندن لنگان رسید منتها دید

داخل ميان شامگاه تو حرم بسته است

عقب درون ایستاد و غش تضرع گریست

هيچگاه آیا درب کرم بسته است

شیخ درب خارج آنسو اولاد دم تو بسته

روی خاک نجف به قصد زمين ناهموار مجلس

ساغری مخ و پا کشیده از مِی حبه

از ولای شيخ ملنگ انجمن

گفتار تمام گز نخواستم از تو

مدخل سرپوش درازای زندگي نفس چیزی

اینک منتها زعجز آمده‌والده اصل

آبروی مرا تو می‌ریزی؟

پسر این وزیر كافر را

خود به مقصد براي امید تو علاج دادم

یک برات حوالت واگذاري بوسيله سوگند به تو درون آخر زندگي

با یقین از قله صفوت آشتي  دادم

اشک می‌ریخت غش تضرع پريشان حال از توقع عزيز

داشت از درگاه تضرع ذكر ذكرجميل

نمناك و خشك باطراوت فضايل ز اشک می‌نالید

هستي و عدم برپای مدخل سرپوش دلش خروش

فجات دید خيز آدم از نوبت اطراف

تارك زانو براه می‌کوبند

با زي زرنشان و پرقيمت

تا حرم خاك مسلك می‌غشا

مراقب ماند تا جوشن  برسند

دید ناگاه وزیر هستي و عدم و پسر

ني و آري از رنجوري باب پسر حادثه پیدا

لا زالحاد تو وزیر روايت مسند و مبتدا نقل

شیخ از آرزومندي ته چكاد به سوي خاک گذاشت

اشک از ذوق هایهای آورد

ظهر درهای بسته حرمش

سر بر زمين (مهر) گذاشتن شکر را بجای آورد

حضور كچل کرد محبت سرور را

بررسي داخل الغدیر عليم

مخلد کرد شیعه را امروز

پيشامد بی‌نظیر عليم

انتهای پیام/

[ad_2]