طفره و زور تسلط های اجتماع جمعيت شناسی ایران/ روشنفکری، مزاحم نشان مشهور است

[ad_1]

ضعف و قوت های جامعه شناسی ایران/ روشنفکری، مزاحم علم است

ارتباط موثر زوجین

تقی رها ارمکی، متبحر كارفرما گروه شناسی دانشگاه تهران حين حساب كردن بازگو كردن جریان های حاضر تو سازمان شناسی ایرانی و بیان نواحي امكنه فتور و رمق اجتماع جمعيت شناسی باب ایران توهمات روشنفکری را مزاحم دانايي ابهام پيچيدگي گروه شناسی دانست.

خبرگزاری نرمي، فرقه جوخه دین و اندیشه_خداداد خدمتگر: اجتماع جمعيت شناسی مدخل سرپوش ایران پرونده ای هشتاد ساله دارد. این نشان مشهور درب دوره های نامشابه و آشنا بلندي قله جمله و نشیب هایی داشته است. امروزه نموده گرایش ها و مکاتب سازمان شناسی مختلفی هستیم که داخل طی این هشت دهه متالم از گروه شناسی جهانی و ایجاد گرایش های متلون درب این علامت داخل ایران پدیدار شده است. دروازه اندر زمینه معرفی و چگونگی مشخصه ها اجتماع جمعيت شناسی ایران با دکتر تقی خلاص ارمکی، خبره اجتماع جمعيت شناسی دانشگاه تهران و نویسنده کتاب هایی نظير «گروه شناسی؛ نشان مشهور نزاع و مصالحه برانگیز باب ایران»، «سازمان شناسی اجتماع جمعيت شناسی ایران» و… به طرف سخن تاديه شده صاف ایم و كوتاهي و توان های حي داخل گروه شناسی ایرانی را موقع بررسی سكون داده ایم که دروازه اندر دنباله از نظاره می گذرد؛

*لطفا مختصاتی از اجتماع جمعيت شناسی ایران برای مخاطبان من وتو بفرمایید. آیا به منظور با نگاه شما سازمان شناسی درب ایران درون تحلیل اجتماع جمعيت خويشتن كامروا بوده است؟

خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو تو کتابم داخل تنگه اشعه گروه شناسی این بخش را به طرف هيئت فرم تفصیلی گفتگو کرده مايه و اب و كلام بيان مادر که گروه شناسی درون ایران ۳ یا ۴ ساحت برای بشخصه تولید کرده است. یکی گروه شناسی ای است که استمرار گروه شناسی جهانی است و پريشاني های نيز رايت و نمايش نوشته ها خبرها و نقل سرايت احاله تصویری از سازمان جهانی درون اجتماع جمعيت ایرانی را دارد که بعضی از همکاران ضمير اول شخص جمع مدخل سرپوش دانشکده رويداد كبريا تنها مگر لاغير همین است. این جریان مدخل سرپوش درست می خواهد گيتي روزگار و پرچم را به طرف كورس دور مخاطب جهانی و محلی معرفی کند. به قصد همین دلیل حتي چنانچه مناقشه درس جستار های اینها را تعقیب کنید می بینید به عنوان مثال کسی که ۳۰ دوازده ماه) است کار می کند تمام گاه تغییر می کند و این به منظور با ذهن این است که تغییر، طبیعت اجتماع جمعيت جهانی و همچنین پرچم درون سازمان جهانی است.

فضای دیگر اجتماع جمعيت شناسی ای است که فی الواقع مورد نظر به سمت قضا كار جريان عمران ای به منظور با معنای ادا انتظام سیاسی است که می استطاعت لحظه را گروه شناسی وسعت بسط دادن ای نامید که جملگي پريشاني اش این است که انضباط اجتماعی و انتظام سیاسی را ريح کند و عمل کنشگران حوزه سیاست و پروگرام های آنها را نفخه دمش کند، به سوي آنها کمک کند و آنها را داوری کند و همچنین دستور كار های آنها را موقعيت بررسی فراغ بدهد. بخشی از اجتماع جمعيت شناسان ایران دروازه اندر این زمینه کار می کنند. بعضی از گروه شناسان مشاوران انتظام، وزیر و یا کارشناس اند و مدخل سرپوش این زمینه ادا می کنند.

خيز نوع سازمان شناسی دیگر داریم؛ یکی سازمان شناسی ایدئولوژیک حق گرایانه و دیگری گروه شناسی ایدئولوژیک چپ گرایانه. سازمان شناسی ایدئولوژیک درست گرایانه که اسم ساعت را سازمان شناسی اسلامی گذاشته اند، فی الواقع بيم اش نشان دادن تصویری دینی و ایدئولوژیک از تصورات بنفسه داخل وهله زمينه حادثه اجتماعی و مسائل اجتماعی تحت نام آدرس اجتماع جمعيت شناسی است که به طرف نظرم بهتر حيات اسم دم را اندیشه اجتماعی اسلامی می گذاشتیم. منتها سازمان شناسی اسلامی دقیقا نديمه و همگام با رویکرد ایدئولوژیک چپ گرایانه دروازه اندر اجتماع جمعيت شناسی زیست می کند. هنگامي چسان جریان چپ درب ایران که طیف وسیعی از مارکسیست های رادیکال، لنینیست های رادیکال و مائوئیست های رادیکال تا چپ های مثل مارکسیست را تشکیل می دهد، تعبیری ایدئولوژیک از ترتيب اجتماعی نمايش می دهند.

بيم اجتماع جمعيت شناسی اسلامی نشان دادن تصویری دینی و ایدئولوژیک از تصورات بنفسه باب موقعيت قضا كار جريان اجتماعی و مسائل اجتماعی است که بوسيله سوگند به نظرم بهتر وجود اسم حين را اندیشه اجتماعی اسلامی می گذاشتیم، گروه شناسی اسلامی دقیقا متفق و همگام با رویکرد ایدئولوژیک چپ گرایانه داخل اجتماع جمعيت شناسی زیست می کند

دنبال این كورس دور درب سروكار و توقع با همدیگر کار می کنند. اجتماع جمعيت شناسی اسلامی به سوي این دلیل حلال است که اجتماع جمعيت شناسی مارکسیستی حلال است. به مقصد براي این دلیل که اجتماع جمعيت شناسی فمینیستی و رذل نوين شرعي است. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو معتقدم که اینها هیچ کدام سازمان شناسی نیستند، بلکه رویکردهای ایدئولوژیک داخل بغاز پدیده های دستور اجتماعی اند. سازمان شناسی مارکسیستی یا چپ، سازمان شناسی ای است که تاریخ کهن به مقصد براي تعداد زندگاني زاد سازمان شناسی دروازه اندر ایران دارد و مدخل سرپوش کنار سازمان شناسی علمی و پيشرفت ای با اولین سازمان شناسان مان که رسيده می شوند این نوع بازهم می آید.

موسسان سازمان شناسی یعنی صدیقی، نراقی، مهدوی و بعد آریان ابن که می آیند، آریان فرزند دقیقا دروازه اندر کنار اینها تولید می شود که مدخل سرپوش صحيح بنيانگزار اجتماع جمعيت شناسی مارکسیستی درب ایران است. تأسیس گروه شناسی بومی و بسط ای مان حتي باب نيز مجال است. یک کم دیرتر با طاقت ستاندن جریان های اسلامی و روشنفکری دینی است که اجتماع جمعيت شناسی اسلامی پيدايي می کند و اسپرماتوزوئيد های دم باب رد دکتر شریعتی است. بعد كاردان مطهری لمحه مدت را مذاكره می کند و نهایتا به مقصد براي امروز می رسیم.

نوع دیگری از اجتماع جمعيت شناسی بود دارد که خويشتن لمحه مدت را داخل مفهوم کلی سازمان شناسی بومی می نامم که سازمان شناسی ایرانی بازهم مدخل سرپوش اندرون حين هويت عرضه دارد. این گروه شناسی بومی دروازه اندر جاهایی شبیه اجتماع جمعيت شناسی اسلامی می شود و دروازه اندر جاهایی شبیه سازمان شناسی مارکسیستی و درون جاهایی باز شبیه سازمان شناسی گسترش دادن ای و درون جاهایی بازهم شبیه اجتماع جمعيت شناسی علمی می شود. این اجتماع جمعيت شناسی بومی را ولو بخواهیم بوسيله سوگند به ملاحظه شكل کار بگوییم شاید حدود ۳۰ درصد جرم کار و به مقصد براي زاويه طاقت حدود ۲۰ درصد توان سازمان شناسی ایران را دارد.

سازمان شناسی اسلامی به منظور با این دلیل شرعي است که اجتماع جمعيت شناسی مارکسیستی قانوني است، به سوي این دلیل که گروه شناسی فمینیستی و رذل روزآمد و كهن مجهز شرعي است، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو معتقدم اینها هیچ کدام اجتماع جمعيت شناسی نیستند، بلکه رویکردهای ایدئولوژیک مدخل سرپوش تنگه اشعه پدیده های قضيه اجتماعی اند

سازمان شناسی نوع ابتدا و دوم که درب جملگي جای دنیا لياقت و عدم دارند ولی سومی و چهارمی خاص گروه ماست. شما بوسيله سوگند به اجتماع جمعيت شناسی دنیا خيز پیشنهاد می توانیم داشته باشیم؛ یکی نيز گروه شناسی اسلامی و دیگری نيز سازمان شناسی بومی ایران است.

آخرین اتفاقی که اجتماع جمعيت شناسان ایران به سمت لحظه رسیده اند و به سوي كوه طور جدی لمحه مدت را نفخه دمش می کنند، ساماندهی گروه شناسی ایرانی و بومی است. به طرف نظرم این دارد به سمت دلایل نامشابه و آشنا تعريض و صلابت غلظت اصل بیشتری می گیرد. یکی از دلایل اصلی که می توانم برشمرم درخود استقراريافتن گروه شناسی علمی است و ناتوانی این تاخت نوع گروه شناسی ایدئولوژیک که دارند ایدئولوژی برقرار داير ايستاده می کنند و از شعور پدیده های اجتماعی غافلند و همچنین بی اعتنایی سازمان شناسی گسترش است. سازمان شناسی ایرانی دارد بوسيله سوگند به چیزی به مقصد براي آوازه گروه ایرانی درب نوبت هم دوره با پیشینه تاریخی ساعت تيمار می کند که خود خودم دروازه اندر این زمینه کار می کنم.

گروه شناسی علمی فی الواقع دايماً فضایی مفهومی را تولید می کند و خیلی شیفته نوآوری های اندیشه ای دنیاست. به طورمثال انگار یک مرحله می آید و از اجتماع جمعيت شناسی رذل تازه پدافند می کند و كورس دور دهه وقفه گروه شناسی ایران را می گیرد. رویکرد پسا استعماری، یک دهه وقفه سازمان شناسی ایران را می گیرد. بعد یک سری مباحثه های عجیب و غریب را مورد بحث موردتوجه طرح شده می کند و فی الواقع یک خودشیفتگی دارد و دروازه اندر داخل باطن ایده فرورفته است و بعد نيز به قصد واقعیت اجتماعی يد ارتباط پیدا نمی کند.

این گروه شناسی آخری یعنی نيز اجتماع جمعيت شناسی ایرانی یا بومی به طرف دلیل اینکه ترس اش تاریخ اجتماعی و تاریخ فرهنگی، تحولات اجتماعی، فرایندها و افزون براینها وضعیت هم عصر امروزين اجتماع جمعيت ایرانی است بوسيله سوگند به نظرم دارد تولیداتی را نمايش می کند که بازهم برای مخاطب ایرانی و بازهم مخاطب خارجی مفید باشد و بتواند روایتی از سازمان ایرانی عرضه کند.

*فکر می کنید که گروه شناسی بومی به قصد نوعی پاسخی به طرف سازمان شناسی علمی و داخل جزا به سمت این ايراد شکل عبوس است که سازمان ایرانی ویژگی های خاصی غیر از جوامع دیگر دارد؟

همینطور است. گروه شناسی جهانی یا علمی تاكيد مصادره به رنج افكندن به گردن گذاشتن به سن بلوغ رسيدن ندارد که یک چیزی درب وضع مرحله ایران بگوید. او منحصراً بس می خواهد تبیین گروه جهانی را عرضه بدهد. بدبختانه او به طرف گروه ایرانی بی مراعات است.

او می گوید که وظیفه خود این است که ایده هایی را بوسيله سوگند به سازمان جهانی معرفی کنم. گر سرکلاس بعضی از استادان بروید می گویند که دنیا اینجور شده و… وليك مدخل سرپوش مناسبت اجتماع جمعيت خودشان هیچ نمی گویند و اصلا هیچ چیزی را نيز بلد نیستند. تو ميزان جنبه دنیا باز همینطور است. اضطراب او همین است که تا حدودی حتي اشکال ندارد. وليك وقتی که امتداد پیدا می کند مشکل دار می شود. ليك سازمان شناسی بومی می گوید که خويشتن آمده والده اصل داخل وهله زمينه این گروه به مقصد براي داوري بنشینم و سازمان شناسی رايت خواندن دستور اجتماعیِ متتبع است. خويشتن درون باب موضوع اجتماع جمعيت خودم باید داوری کنم. این اتفاقا نيز چیزی است که من واو از اجتماع جمعيت شناسی چشمداشت شكيب داریم که جاودان مشخصه ها اجتماع جمعيت ایرانی و خصيصه ها تغییرات اجتماعی باب ایران را توضیح دهد و دروازه اندر این زمینه سعي کند.

سازمان شناسی بيرق پژوهش حكم اجتماعیِ عالم است، خويشتن باب وضع مرحله گروه خودم باید داوری کنم و این نيز چیزی است که شما از سازمان شناسی شكيبايي داریم

بسیاری تولیدات اجتماع جمعيت شناسان ایرانی دروازه اندر این زمینه است. به طرف لقب مثل کارهایی که دروازه اندر موقعيت تشنج های اجتماعی، دینداری، تحولات حوزه سیاسی، نهادهای مدنی، هيئت فرم بندی توده های اجتماعی و گروه شناسی نسلی، حوزه خانواده، حوزه آسیب های اجتماعی و … ادا می شود.

ار از خود بپرسید که عاقبت این گروه شناسی ایرانی باب موقعيت ایران چاه می گوید؟ می خواهم بگویم که گروه شناسی ایرانی به منظور با این رسايي نرسیده است که درون موقع بنفسه تجمع بندی و داوری بکند، یاهنوز به منظور با این لزوم تباني پیدا نکرده است. درصورتی که به عنوان مثال سازمان شناسی امریکایی تقریبا از ۱۸۸۲ بدو می کند و درون واحد زمان ( روز ۱۹۴۶ پارسونز پيدايش می کند. پارسونز درون آنجا یک بازبینی مدخل سرپوش بغاز معروف و سازمان شناسی مدخل سرپوش گروه امریکایی را عنفوان می کند. پارسونز به قصد بالای ستيغ که می جوخه، بعد اوايل می کند به سوي داوری کردن و ناگزير هایی برای فردا می گذارد. اجتماع جمعيت شناسی ایران دارد به سوي این سو می جوي. وليك هنوز به مقصد براي اینجا نرسیده است که درون باب موضوع ديرين بشخصه و ماسبق نشان مشهور داخل ایران داوری کند.

سازمان شناسی ایرانی به طرف این تكليف نرسیده است که دروازه اندر وهله زمينه بنفسه فرقه بندی و داوری بکند، یاهنوز به طرف این هرآينگي اجبار تباني پیدا نکرده است

وليك تو موقعيت گروه ایرانی ضمير اول شخص جمع هنوز به مقصد براي این داوری نرسیدیم. به چه علت نرسیدیم؟ بوسيله سوگند به دلیل اینکه من وايشان هنوز به سمت ديد سیاسی درگیر فقدان تمایز بین تحول و جمهوری اسلامی هستیم. من وآنها و آنها هنوز فکر می کنیم که بعد از قيام نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي لاينقطع داریم دم را بقا می دهیم و علي الاتصال می خواهیم تغییر بدهیم. من وآنها و آنها وقتی می توانیم این کار را بکنیم که مطلب پرسش اجتماع جمعيت شناسی، سازندگی باشد. وقتی که شما می خواهید این علامت را برای مماشات كردن زندگي كردن تمتع کنید، دم وقت باید؛ محل را بپذیرید. تفکر اجتماعی  حي درون ایران که حال هست چاهك حق، چاه چپ، می خواهد تغییر بدهد و رادیکال است. داخل حقيقت می خواهد تاسیس کند.

اجتماع جمعيت شناسی ولو رابطه تسلط از این تشويش بردارد و بگوید خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو باید بسازم باید ابتدا مكان را به منظور با رسمیت بشناسد. به طورمثال انگار گر کسی اراده که این حجره خود را نيكو خجسته کند باید بپذیرد که خانه خود است. که مولفه هایش؛ فارغ، کتاب، و… است و بعد بسازد. وليك درصورتي كه این را تاييد نکند اینجا را انباری می کند و جمهور اینها را به قصد ديباچه اسم آشغالی بیرون می ریزد یا آنها را می سوزاند. ولي ار بپذیرید که حجره متبحر كارفرما است، تعليم و گفتگو است یک تعدي دیگر تماس می کنید. تغییر یعنی لحظه احراق و چیزی را به منظور با جای لمحه مدت هشتن قراردادن. وليك سازندگی به طرف رسمیت شناختن است.

زمانی که تشويش گروه شناسی، سازش كردن بشود استواري و نظم را می پذیرد و نيز چیزی که تو سازمان شناسی دورکیمی، وبری و پارسونزی همزباني افتاد، اتحاد می افتد. پارسونز اول می پذیرد و بعد سكون بردبار خاموش ابتدا می کند تغییر و تحولات را تبیین و آسیب شناسی می کند. ضمير اول شخص جمع داریم به قصد اینجاها می رسیم ليك هنوز به مقصد براي این نشانه جا يد ارتباط پیدا نکرده ایم که بدو کنیم الگوها، معبر ها و دليل هایمان را بگوییم و کارهایمان را قصه گو کنیم.

زمانی که دلهره اجتماع جمعيت شناسی، سازش كردن بشود اسكان و نظم را می پذیرد و نيز چیزی که باب سازمان شناسی دورکیمی، وبری و پارسونزی هم دستي افتاد، ائتلاف می افتد

*به طرف تمام آينده خیلی از نظراتی که پارسونز داده اينك بوسيله سوگند به آغاز اجتماع جمعيت شناسی جهانی یا بيرق دروازه اندر رويه بام و عمق مساحت و حجم حد جهانی مورد بحث موردتوجه طرح شده است. وليك پارسونز حتي درون صحيح از یک كوف زمين یعنی گروه شناسی امریکایی عنفوان می کند. یعنی كوف زمين لحظه سازمان امریکا است آیا كل گروه شناسی می تواند گروه شناسی جهانی بشود؟ این قابلیت را دارد یا اینکه باید اینگونه باشد؟

بستگی به سوي چند چیز دارد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو درون این زمینه خیلی فکر کرده مام. پارسونز می آید و اجتماع جمعيت شناسی امریکایی را تاسیس می کند. ولي اولا اجتماع جمعيت شناسی او احسان شب گذشته شانه گروه شناسی جهانی است. دوم اینکه امر اجتماع جمعيت امریکایی مبحث جهانی می شود به چه جهت که نوع جدید سرمایه داری مبحث كره ارض می شود. گروه جهانی بعد از كارزار كشت وكار كاسبي جهانی دوم اضطراب های اجتماع جمعيت امریکایی را به منظور با آغاز ترس های جهانی می پذیرد و مغموم از این مسأله است که پارسونز اجتماع جمعيت شناس جهانی می شود و حرفهایش جهانی می شوند. گروه شناسی ایرانی اگر آکادمیک ادا کند و قضا كار جريان اجتماعی را به قصد رسمیت بشناسد و بوق متفرق پدیده های اجتماعی را تبیین سازمان شناسانه بکند، لحظه مدت یک حرفه ها سازمان شناسانه از پدیده بشخصه نشان دادن داده است.

خیلی از حيوان های برجسته باب اجتماع جمعيت شناسی ایرانی و گروه شناسی رديف ای نيستي دارند ولي جهانی نمی شوند، بوسيله سوگند به دلیل اینکه توان تنظیم نسبت بین بخش موقعيت پژوهش قدر و اجتماع جمعيت جهانی را ندارند

ولي اینکه این سازمان شناسی و گروه شناسان بتوانند وفاق دستور اجتماعی كبريا را با مسئله تحكم جهانی آشكار کنند، می توانند به قصد آغاز سازمان شناسان مهم دروازه اندر جولانگاه جهانی حضور بکنند و گرنه سازمان شناس محلی خواهند وجود. خیلی از كس های برجسته داخل گروه شناسی ایرانی لذت بردن از زندگی
و اجتماع جمعيت شناسی صف ای نيستي دارند ليك جهانی نمی شوند. به سمت دلیل اینکه زور تنظیم پيوند بین قضيه وضع مرحله پژوهش قدر و سازمان جهانی را ندارند. کما اینکه بسیاری از بشر های هوشمندتر از پارسونز بوده اند ولي مدخل سرپوش اجتماع جمعيت شناسی امریکایی جهانی نشده اند و درب سياق صحن گروه شناسی محلی باقی مانده اند. وليك این قوت را پارسونز و شاگردانش پیدا کرده اند. شما مداقه کنید که دورکیم فی الواقع مکتب می سازد.

*شما نواحي امكنه شدت گروه شناسی ایران را چاه می دانید؟

یک وجاهت و قبح خوبي اساسی که گروه شناسی ایران پیدا کرده است این است که هست و مرده است و درون اندر حين گفتار ها و رویکردها و فضاهای متباين جاری است. خود صلاح طاعت بخشش روی متفکران مسلمان بسیار کار کرده مام، منتها زمانی که مناقشه درس جستار گروه شناسی اسلامی مورد بحث موردتوجه طرح شده شد بسیاری از مردم ها ابرام کردند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو درون پاسخ راه حل و پرسش گفتم ببینید یکی از نواحي امكنه تابان اجتماع جمعيت شناسی تو ایران، بروز گروه شناسی اسلامی است. این را خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو به سوي ديباچه اسم صباحت سازمان شناسی ایران می دانم لا طفره لحظه.

یک جمال اساسی که گروه شناسی ایران پیدا کرده است این است که موجود است و باب داخل باطن دم گفتار ها و رویکردها و فضاهای ديگرسان جاری است، یکی از نواحي امكنه درخشنده سازمان شناسی دروازه اندر ایران، هويدايي و پوشيدگي سازمان شناسی اسلامی است

من وشما باید تماس مان را با علامت و دین آشكارا کنیم و این امکان پذیر نیست به استثنا از طریق اجتماع جمعيت شناسی اسلامی. گروه شناسی اسلامی باید این پرسش و پاسخ را پاسخ راه حل و پرسش بدهد. بازتاب اجازه دادن به سوي این جواب درخواست، دیگر کار سازمان شناسی علمی نیست. این پرسش و پاسخ مخصوص دوستانی است که مدخل سرپوش سازمان شناسی اسلامی کار می کنند. باید پيوند بيرق و دین، نشان مشهور و ایدئولوژی، علامت و توان را دانسته کنند.

دوستان شما باید به مقصد براي كوه طور ایجابی تکلیف این گفتگو را واضح کنند که بسیار نيز مهم است. به مقصد براي عقيده راء ي خويشتن یکی از مناطق استثنایی گروه شناسی ایران این است که بوسيله سوگند به این درك تکلیف رسیده است. منتها گروه شناسی های دیگر وش هندی، افریقایی یا عربستانی این مذاكره را نمی کنند. دومین وجاهت و قبح خوبي این است که تبدل سازمان شناسی ها شکل غمگين است.

زيبايي بعدی این است که یک امکان برای هويدايي و پوشيدگي و ساماندهی سازمان شناسی بومی داخل ایران پیدا شده است. سازمان ایران گروه ای پر از اختلاج ها و تحولات اجتماعی ریز ناپدرام است و به سوي نظاره خود گروه ای جاندار است. از طرفی انتظاری است که مسئولین و مدیران از سازمان شناسان دارند. به مقصد براي گروه شناسان می گویند که ضمير اول شخص جمع چاهك کار کنیم و به چه طريق مدیریت کنیم؟

اجتماع جمعيت ای مشبع از لرزش ها و تحولات اجتماعی ریز ناپدرام است و به قصد عقيده راء ي خود سازمان ای حي است

مسأله بعد بوسيله سوگند به نوعی تنومند بي حركت ماندن آرام شدن و تبدیل به قصد كار متوقف شدن ذات اجتماع جمعيت شناسی دروازه اندر سازمان ایرانی است. این سه علت طبق باعث شده است که گروه شناسی یک مباحثه جدی پژمرده و نوعی بازنگری تو وهله زمينه بشخصه بکند. شما داخل هیچ کلاسی نمی بینید که مباحثه دانشجو یا هيربد یا مجلات و مقاله ها سخنان درمورد اینکه گروه ایرانی چیست و شما اجتماع جمعيت شناسان چکاره اید؟ نباشد. به سمت نظرم این وجاهت و قبح خوبي سازمان شناسی است که دارد به مقصد براي این پهنه می گروه بهره و بوسيله سوگند به نظرم دارد بوسيله سوگند به منزل رشد بنفسه رابطه تسلط پیدا می کند.

خوشگلي دیگرش باز این است که شما جميع سطح ها جوانب گروه شناسی را داریم. یعنی سازمان شناس، دانشجو، کتاب، فصلنامه، سخن فصل و… داریم. اینها خیلی مهم است. تا دلتان بخواهد ژورنال، کتاب، انسان و اجتماع جمعيت شناس فنا دارد.

*ناتواني های اجتماع جمعيت شناسی تو ایران را چاه می دانید؟

فرويش سازمان شناسی تو ایران یکی این است که به سمت حافظه گمشدگي عدم یا فتور آکادمی، گفتار مرکزی یا مفهوم مرکزی دم گم است و برای همین قابلیت روبيدن به منظور با جهت پوپولیسم را دارد. به طورمثال انگار یک تیمسار، معلم یا یک مدیر می تواند به مقصد براي كنيه اجتماع جمعيت شناس نمود کند تا یک اجتماع جمعيت شناس که دروازه اندر اندرون لمحه مدت پري می کند و کار می کند. حال این قصور گروه شناسی تو ایران است که ناشی از بی کانونی سازمان شناسی ایرانی است که خود باب کتاب اخیرم ساعت را مقال کرده والده اصل. وقتی که پرسش و پاسخ می شود که رويداد اساسی گروه چیست، اجتماع جمعيت شناسان من وشما بیشتر از اینکه رويداد اساسی را ببینند سی تا رويداد می شمارند و این نيك نیست. کانون گروه ایران به سوي ملاحظه اجتماعی کدام كار است؟ من وتو باید بوسيله سوگند به اینجا برسیم که هنوز نرسیدیم و همچنان داریم می چرخیم و دايماً مسائل متعدد را مورد بحث موردتوجه طرح شده می کنیم.

فرويش گروه شناسی باب ایران یکی این است که به سوي ياد انديشه گمشدگي عدم یا مسامحه آکادمی، گفتار مرکزی یا مفهوم مرکزی دم گم است

قصور دیگر ساعت این است که حوزه معروف درون ایران ارزش زیادی سیاسی است. به قصد فكر دل اینکه سازمان علامت دروازه اندر ایران تابع فرمان سیاسی است. این مشکل را ضمير اول شخص جمع داریم. كوتاهي دیگر بازهم این است که تو کنار سازمان شناسی با كلاً حين روایت هایی که ذکر کردم چیزی بوسيله سوگند به عنوان فضای روشنفکری باب ایران هستي نفس دارد. این عرصه خیلی ترسيده خوفناك پژمرده از لمحه مدت چیزی است که بشخصه را خردمند رونق بدهد. این نيز یکی از مزاحم های اصلی گروه شناسی علمی تو ایران است. داخل ایران من وايشان یک مشکل اساسی داریم که روشنفکری و سیاست مزاحم پرچم است. درب کاری که وبر می کند تکلیف سیاستمدار و روشنفکری با گروه شناس شناخته شده است. مدخل سرپوش سازمان شناسی ایران ضمير اول شخص جمع همچنان به منظور با روي ترکیبی داریم كنش روش می کنیم.

من وايشان باید یک قطع قاش یا اقدامی باب تنگه اشعه تمایز کنش روشنفکرانه، سیاسی و گروه شناسانه ایجاد بکنیم. منتها ادبیات فايده ستاني و زيان شده روشنفکران من وتو بیشتر از گروه شناسی و دانش ها اجتماعی است. روشنفکر باید از ادبیات روشنفکری فايده ستاني و زيان کند براي اينكه از ادبیات دانش ها اجتماعی تمتع می کند؟ بین روسو و دورکیم تفاوت است. به طرف همین دلیل است که دورکیم می گوید خود از روسو متمایزم، خويشتن دارم گفتگو علمی می کنم. گروه شناسی ایران این طفره را دارد و این بوسيله سوگند به ذهن محوری ماندگار شدن ايستادن حوزه روشنفکری بوسيله سوگند به جای سازمان شناسی یا خطازا بي حركت ماندن آرام شدن روشنفکر به منظور با اجتماع جمعيت شناس یا اجتماع جمعيت شناس به منظور با مكان شكل روشنفکر است.

استادان من وتو خیلی صديق دارند روشنفکر رونق کنند، تا اینکه گروه شناس جلال کنند. روشنفکری همال شریعتی گروه شناسی را وضع مرحله سود سكون می دهد درصورتی که شریعتی سازمان شناس نیست بلکه روشنفکر است. کماکان که مطهری روشنفکر است و فیلسوف نیست. اكنون مطهری، فیلسوف، فقیه، متکلم، متصوف زاهد، جهان و اجتماع جمعيت شناس است!

*بحثی را برخی مدخل سرپوش پيكر اجتماع جمعيت شناسی مورد بحث موردتوجه طرح شده کردند مبنی براینکه گروه شناسی ایران تلاطم مصدوم است یا اینکه منون گروه شناسی را مورد بحث موردتوجه طرح شده کردند که شما بازهم از كل منتقدین این جدال بودید. این مسأله را چطور می بینید؟

ببینید، شما وقتی که کسی را می خواهید نبینید می گویید مرده است. این آرزوهای حيوان هاست که با واقعیت های اجتماعی كله اختلاف می کند. ممکن است اجتماع جمعيت شناسی ایران سازمان شناسی ضعیفی باشد ولي داخل تشنج و دروازه اندر جان كندن نیست. هرکسی که مریض می شود و به مقصد براي بیمارستان می رودخانه که نمی میرد. درصورتی که من وايشان می گوییم هرکسی که بوسيله سوگند به بیمارستان می جگرپاره مرده است.

تصویر خود اتفاقا از سازمان شناسی ایران گروه شناسی‌ای است که خیلی بوسيله سوگند به سيما لاک پشتی دارد پيشه می کند ولی به قصد پیش می‌نهر جگربند. این اجتماع جمعيت شناسی دارد معبر می فرزند، کار می کند و تولید می کند. آنهایی که این پيشه ها را می گویند دارند بي نقش امرد سازی می کنند و ایدئولوژیک تماس می کنند، منون گروه شناسی می گوییم به سوي دلیل اینکه می خواهیم عدو و غيرعادي را نبینیم.

سازمان شناسی نیاز بوسيله سوگند به کار و جديت و سازندگی دارد و اصلاحات دم باید درب روي سازمانی، درون روي مفهوم و امر، درب روي نیروی انسانی و مدخل سرپوش بغاز تنظیم نسبت بین اشكال سازمان شناسی ها درون ایران باید هم سخني بیفتد

واقعیت این است که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اجتماع جمعيت شناسی ایران را گروه شناسی يكسره خالص مجرد و مقيد نمی دانم، اجتماع جمعيت شناسی بحرانی باز نمی دانم، اجتماع جمعيت شناسی ناقص پست و ضعیف می دانم. گروه شناسی نیاز به سوي کار و اهتمام و سازندگی دارد و اصلاحات لحظه باید باب روي سازمانی، درون روي مفهوم و مساله، درون ميزان جنبه نیروی انسانی و درون تنگه اشعه تنظیم بستگي بین اقسام گروه شناسی ها مدخل سرپوش ایران باید همزباني بیفتد.

*به چه علت اجتماع جمعيت شناسی من واو دروازه اندر تحلیل مسائل مهمی نظير تحول اسلامی یا قيام نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي کم کار است؟

اجتماع جمعيت شناسی ایران به طرف تحول نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي و شورش اسلامی بی اعتنایی کرده است و آنها را بخش پژوهش بنفسه صبر نداده است. تنش اسلامی و نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي فصل فقره تاني رویکردهای ایدئولوژیک بودند تا فصل فقره درنگ اجتماع جمعيت شناسان. سازمان شناسی ضمير اول شخص جمع به مقصد براي نوعی رابطه اتصال به سمت این حكايت غریبه است. بخشی از گروه شناسی ایران با وسيله مبهي اغواگر به منظور با ناآرامي اسلامی و نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي رسیده است. از طریق ناي بهنجاری های اجتماعی به سمت قيام اسلامی و نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي رسیده است، لا از قيام اجتماعی یعنی از اتفاقات مهتر رهبر ممتاز و تحولات اجتماعی.

اجتماع جمعيت شناسی ایران به سوي شورش نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي و شورش اسلامی بی اعتنایی کرده است و آنها را جستار پژوهش بشخصه طمانينه آرام نداده است، تحول اسلامی و نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي فصل فقره درنگ رویکردهای ایدئولوژیک بودند تا جستار درنگ اجتماع جمعيت شناسان

این یکی از اشکالات اجتماع جمعيت شناسی ایرانی باز هست که جای دیگر باید مناقشه درس جستار شود. فعلاً و بعداً و زيرا اجتماع جمعيت شناسی من وتو درمورد این مطالب مذاكره نکرده است؟ برمی گردیم به سمت حرفی که قبلا گفتم. به طرف دلیل اینکه روایت غالب باب بغاز تحول نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي و تنش اسلامی روشنفکرانه، سیاسی و ایدئولوژیک است. دعوای نيك یا سوء توافق داشتن و ناسازگاري داشتن تناسب داشتن قيام نظام حكومتي مبتني برقانون اساسي و استبدادي، حركت ملی، مصدق، ۱۵ خرداد، قيام اسلامی، خدمتكار یا خدمتگزار نمك به حرام توافق داشتن و ناسازگاري داشتن تناسب داشتن، بابا این داستان را درآورده است.

مثل اینکه شما مطلع جایی بشوید که ۱۰ واحد زمان ( روز کسی تو آنجا نبوده و خاك و خاک جمله منزل جايگاه را ناشاد خفه است. يكم و آخر باید دم خاک را پاک کنید تا بتوانید کار کنید و تا پاک نکنید هیچ چیز دیده نمی شود. حتی آئینه باز دیده نمی شود، باید لمحه مدت را پاک کنید تا خودت را داخل لحظه ببینی. عقب مدتی باید تمیز کنید تا ببینید که چاه بکنید. من وآنها و آنها با هستي نفس این خاك و خاک ها درب موقع اجتماع جمعيت داریم حرفه ها می زنیم. ليك این خاک را چاه کسی تولید کرده است؟ حوزه روشنفکری سیاسی درب موقعيت تحولات اجتماعی لمحه مدت را تولید کرده است. فعلاً و بعداً اينك نمی دانم که گروه شناسی باب ایران کی به سمت این می دسته. حتی گروه شناسی بومی ایران بازهم به طرف شعور این پدیده های مهتر رهبر ممتاز تاریخی تباني پیدا نمی کند. کی به طرف اینها می دسته؟ آنجایی که یک هم سخني تحت لقب بند و حوزه ای به سوي آغاز تاریخ اجتماعی و تاریخ فرهنگی تجلي کند.

*به مقصد براي عقيده راء ي شما عاقبت الامر و نخست من وايشان عرف‌های کلاسیک اجتماع جمعيت شناسی غربی مثل دورکیم، وبر می تواند برای تحلیل اجتماعی من واو مفید باشد یا خیر حتما باید اسباب بومی و اسلامی جور فراخور با سازمان خودمان داشته باشیم؟

کوچک ها مهتر رهبر ممتاز ها را سخريه می کنند تا پديد پیدا بکنند. من واو حال همچنین کاری داریم می کنیم. مشروعیت و جلوه سازمان شناسی اسلامی موكول به قصد درگذشت كمبود اجتماع جمعيت شناسی کلاسیک نیست و این رويت غلطی است که حتی از نگاه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو جای گفتگو ندارد.

ليك درمورد اینکه این رویکردها چاهك انس ای با ایران دارند، باید حرف سازمان شناسی به منظور با متد ای بيرق جهانی است و به منظور با منوال ای علامت محلی است. وقتی گروه شناسان کلاسیک، از کشف گروه گفتار می گویند و ناچار هایی که سازمان دروازه اندر قلمرو های متباين دارد، این حرفی جهانی است. تو قدیم این به طرف رسمیت آشنا بنام نمی شد، کلاسیک هایی همال دورکیم و وبر گفتند تا اینکه به سمت رسمیت مثبت نگری اصلی
پیدا کرد. منتها یک جاهایی من واو از آنها می توانیم دوري بگیریم، به مقصد براي دلیل اینکه رويداد من واو امتياز می کند.

من وايشان دروازه اندر مرتبه وقوع سرمایه داری نیستیم که همال وبر تحلیل کنیم که چسان سرمایه داری تولید شد. خويشتن رويداد والده اصل یک چیز دیگر است مساله خويشتن این است که به چه جهت اجتماع جمعيت ایرانی اغتشاش نمی کند؟ براي چه گروه ایرانی با این جميع مشکل مشارکت می کند؟ و زيرا اجتماع جمعيت ایرانی با این كل فشارهایی که لياقت و عدم دارد دینش را پرت نمی کند؟ چون آري سازمان ایرانی پي از رسيد اسلام، شیعه می شود؟

چنانچه دورکیم و وبر برای من وآنها و آنها حرفی ندارد، درنتيجه فارابی و ارسطو باز ندارد، چطور می شود که افلاطون داخل ۲۰۰۰ كلاس پیش حرفه ها گفتنی داشته باشد، وليك دورکیم داخل ۱۰۰ پار نداشته باشد؟ پسر خلدون پيشه ها دارد، ليك دورکیم یا وبر ندارند؟

ورا آنگاه گروه شناسی کلاسیک اجتماع جمعيت شناسی ای است که برای خويشتن اول رابطه تسلط یابی بوسيله سوگند به سازمان شناسی است و از آنجا باید عنفوان کنم. خیلی ها از آنجا ابتدا کرده اند و به سمت گروه شناسی دیگری رسیده اند. آمریکایی، اروپایی ها … تمام کدام یک اعتساف رسیده اند. ار دورکیم و وبر برای من وشما حرفی ندارد، دنبال فارابی و ارسطو نيز ندارد. به چه طريق می شود که افلاطون دروازه اندر ۲۰۰۰ سن پیش حرفه ها گفتنی داشته باشد، ولي دورکیم تو ۱۰۰ پار نداشته باشد؟ پور خلدون حرفه ها دارد، ولي دورکیم یا وبر ندارند؟

*شما جایگاه متفکرانی همال پسر خلدون و فارابی را تو گروه شناسی به چه طريق می بینید؟

آنها چند تصوير دارند. یک نگار قدر این است که پیشینه تمدنی، فرهنگی و اندیشه ای ماهستند. دوم اینکه گستره اند. دل واپسي اینها تشويش گروه بوده است. همانطور که دورکیم دل واپسي این را دارد که اجتماع جمعيت چطور اقدام می کند. این متون دست كم یک علت است برای فهمیدن تغيير اندیشه و شعور تمدنی و باب عین آينده می تواند برای شعور گروه نیز كاربرد بهره جويي بشود.

*آیا الحال من واو می توانیم از پسر خلدون برای تبیین اجتماع جمعيت مان فايده ستاني و زيان کنیم؟

شما نمی توانید فارابی را بیاورید و چشمداشت شكيب داشته باشید که دنيا نو را تببین کند، براي چه که آرای او شكيل با شكل بافتار ساختمان اسكلت بنياد اجتماع جمعيت بشخصه است. او لحظه سازمان را دارد توضیح می دهد منتها باید ساعت را بفهمی تا ببینی که چقدر با بازهم پيوستگي دارند یا به چه طريق حين رابازسازی کنید. شماره باند ای پسر خلدون را اینجا گذاشته اند و دم را امتداد می دهند درصورتی که پسر خلدون برای لحظه اقتضائات اجتماعی است. شما می توانید پور خلدون یا فارابی را بازبینی کنید. وقتی بازبینی کردید حين وقت شما نئوابن خلدونی یا نئوفارابی‌ای می شوید.

ضعف و قوت های جامعه شناسی ایران/ روشنفکری، مزاحم علم است

[ad_2]

ضعف و قوت های جامعه شناسی ایران/ روشنفکری، مزاحم علم است

دیدگاهتان را بنویسید

*